محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
133
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
آفتاب در تحت معدل النهار مىآيد و باقى شش ماه كسرى كم به طرف يمين وى بماند شش ماه كسرى كم به جانب يسار . و در تحت ارض بيايد كه ربع مسكون در شق شمالى خط استوا است پس بالضرور در مسامتت شق شمالى معدل النهار نيز باشد . بحث دوم در بيان ارض و بيان وى اجمالا در مبحث اركان گذشت و در اينجا نيز قدرى گفته آيد : بدانند كه اطبا را در وضع وى اختلاف است ، بعضى گويند بر شكل نيم كره است و بر آب ايستاده . و بعضى گويند بر هوا قايم است و بر شكل سپر است ، اما اكثر از قدما برآنند كه كروى است و به مثابهء زردهء بيضه در وسط فلك واقع . و بعضى گويند زمين متحرك است به حركت دولابى و فلك قايم است . تبدّل كه در اجزاى فلك نسبت به خود مىبينم بنا بر انتقال ارض است ، اما محققان اين قول را بديهى البطلان گفتهاند و ظاهر است كه اگر زمين مىگرديد نه آسمان يقين كه گردش وى از جملهء متحركات عنصرى اسرع مىبود و به يك شبانروز دوره تمام مىكرد چون چنين مىبود طيور را طيران كه به سمت مغرب مىشد ممتنع التقدم مىبود كما لا يخفى . [ در بيان طبقات ارض ] و پوشيده نماند كه ارض سه طبقه است : يكى آن كه نزد ما است و وى مركب است به ماء و هوا . دوم آن كه زير آن است و به ماء مركب است نه به هوا . سوم آن كه قريب به مركز است و وى بر صرافت و بساطت است و آب در آنجا نمىرسد . [ درباره خط استوا ] گفته شد كه ارض به مثابهء نقطه است در دائرهء فلك و چون وى در وسط سما واقع شده در محاذى معدل النهار همانسان خطى بر وسط ارض فرض مىكنند و اين خط را خط استوا نام مىنهند بنا بر استوا و برابر بودن ليل و نهار در اينجا دائما بدين خط ارض دو حصه مىشود عقلا ، شمالى و جنوبى . و اين دو حصه به مثابهء دو كاسه باشد كه لبهاى هر دو با هم پيوسته بود و ملتقاى اينها خط استوا است . و در وسط حقيقى هر كاسه نقطه تصور نمودهاند ، پس در كرهء ارض دو نقطهء متقابله ثابت مىشود جنوبا و شمالا و اين هر دو را قطب مىخوانند مجازا . و باز از اين قطب تا قطب دوم خطى ديگر مىدوانند به نوعى كه سمت مشرق و مغرب بگذرد و ارض را دو حصه كند فوقانى و تحتانى و از اين دو خط مجموع زمين چهار حصه مىشود متساوى . و مقرر شده كه هر دو ربع جنوبى و يك ربع شمالى در آب غرق است و يك ربع شمالى مكشوف و اين را ربع مسكون نامند ، اقليم سبعه . و جز آن خرابهها و جبال در همين ربع محصور است و نهايت ربع مذكور تحت قطب شمالى فلك ثامن واقع شده كما لا يخفى . اما در تعيين احد الرُبعين الشمالين كه مسكون از اينها كدام است حكما به تعذّر قائلاند . و ايضا خط ثالث از قطب شمالى ارضى توهم كردهاند ، بدين وجه كه ارض را دو حصه كند شرقا و غربا و خط استوا را از دو جا قطع كرده به جاى خود برسد و مقطع نخستين كه در نصف فوقانى بعد مرور خط از وسط ربع مسكون به خط استوا حاصل مىشود مسمى است به قبة الأرض و ارفعترين اجزاى ارض نسبت به ما همين است ، زيرا كه نقطه قبه نسبت به نقاط اقطاب ارضى و نظر به نقطهء شرقى و غربى كه از تقاطع خط اول و ثانى واقع شده است در وسط افتاده ، پس در كرهء ارض شش نقطهء متقابله فرض كنيم دو نقطه جنوبا و شمالا و دو نقطه شرقا و غربا